فقه و زندگی

آداب و احکام اصناف و مشاغل از امام خمینی و امام خامنه‌ای

فقه و زندگی

آداب و احکام اصناف و مشاغل از امام خمینی و امام خامنه‌ای

فقه و زندگی

فارغ التحصیل شده و باید به شهرش برگردد، خانه را تخلیه می‌کند، در حالی که مدت اجاره‌اش، تمام نشده است.

باید بداند که اجاره عقد لازم می‌باشد؛ بنابراین تا مدت پایان نیافته، باید اجاره‌بها را بپردازد. البته اگر دو طرف قرارداد، توافق به بَر هم زدن و فسخ اجاره بکنند، مانعی ندارد. 

امام خمینی: توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۳۳۳، م۲۱۹۶؛ آیت‌الله‌ العظمی خامنه‌ای: رساله‌ی آموزشی، ج۲، ص۲۱۸.

  • حاج آقا

پول نیاز دارد و می‌خواهد نیازش را با رهن دادن منزلش تأمین کند. نمی‌تواند‌ فقط رهن (پول پیش) بگیرد بدون آنکه حتی یک قِران اجاره بگیرد؛ چرا که این کار ربا و حرام و باطل می‌باشد. منزلش را در مقابل مبلغ کمی، اجاره می‌دهد تا هم از ربا فرار کرده باشد و هم نیازش تأمین شود.

امّا باید بداند که "اجاره به شرط قرض"، صحیح است به شرط که اجاره بها به مقدار متعارف باشد، یعنى خانه‌اى که به‌طور متعارف اجاره‌اش، ماهى مثلاً دویست هزار تومان است، نمى‌شود آن را به‌ خاطر گرفتن قرض، به ماهی هزار تومان، کاهش داد؛ چرا که چنین اجاره‌اى متعارف نیست. 

تبصره: اصطلاح رهن در رهن و اجاره‌ی خانه، غلط مشهور است و قرض و اجاره صحیح است؛ یعنی اجاره به شرط قرض.

آیت الله خامنه‌ای؛ استفتائات جدید، بخش اجاره

  • حاج آقا

فرتوت و شکسته شده و خودش را هم، به زحمت به مسجد می‌رساند. بعد از تمام شدن نماز جماعت، سجاده‌اش را، باز می‌گذارد تا برای نمارِ بعدی در صف اول جا داشته باشد تا اگر دیر آمد، ثواب صف اول نماز جماعت را از دست ندهد و هم زحمت دوباره‌ی به دوش کشیدن سجاده را نداشته باشد.

پهن کردن سجاده برای رزروِ جا در مسجد، اشکالی ندارد به شرط اینکه خود شخص در مسجد حاضر باشد یا غیبتش کوتاه مدت باشد؛ بنابراین اگر در وقت اقامه‌ی نماز، صاحب سجاده خود را به محل نرساند، حقّى نسبت به آن نخواهد داشت و دیگرى مى تواند سجّاده را کنار گذاشته و خود جاى او را بگیرد، ولى موظّف است که سجاده را به صاحب او برساند و اگر نرساند ضامن است.

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۶، ص۴۶۰. احکام عمومی بازار، ص۳۵.

  • حاج آقا

کارش میوه فروشی است و ابزار کارش ترازو، همیشه سعی‌اش بر این است که کمی سنگین‌تر بکشد تا خیالش راحت شود از اینکه به مشتری کم نداده است و این از مستحبات کسب و تجارت، در دین ما می‌باشد.

بعضی‌ها وقتی برای خود وزن می‌کنند، حق خود را بطور کامل می‌گیرند، امّا وقتی می‌خواهند برای دیگران وزن کنند، کم می‌گذارند. این عمل، عمل حرامی  است و در قرآن هم، مورد مذمت قرار گرفته است.

باید بدانیم که کم‌فروشی فقط با ترازو نیست، هر چه حق مردم باشد و داده نشود یعنی کم‌فروشی. آن چیز ممکن است جنسی باشد که به دیگری می‌فروشد یا کاری باشد که برای فردی انجام می‌دهد؛ حتی ممکن است بهای چیزی باشد، یا اجرت کاری.

احکام عمومی بازار ص۵۲، سوره مطففین، (۱-۶)

  • حاج آقا

وقتی می‌خواهد وضو بگیرد، کمی شیر آب را باز می‌کند و در فواصل وضو هم، شیر آب را می‌بندد. لذا آب کمی را برای وضو مصرف می‌کند. گاهی وضویش لیوانی است؛ یعنی با یک لیوان آب وضو می‌گیرد. این نهایت صرفه‌جویی در مصرف آب است.

مستحب است وضو با یک مد آب که تقریبا "۷۵۰" گرم است، گرفته شود.

برخی شیر آب را کم باز می‌کنند ولی در فواصل وضو شیر را نمی‌بندند به گمان اینکه وضو را باطل می‌کند، در حالی که بستن شیر آب، پیش از تمام شدن دست چپ اشکال ندارد. 

استفتائات امام خمینی، ج۱، ص۴۷۸، م۸۶۴؛ فقه استدلالی ص۴۰.

  • حاج آقا

وقتی می‌خواهد نماز بخواند، حسابی تیپ می‌زند؛ لباس خوب می‌پوشد، عطر می‌زند، موهایش را مرتب می‌کند و غیره، حتی اگر در خانه بخواند.

اما بعضی‌ها اصلا به خودشان نمی‌رسند. اگر یک نفر هم، موقع نماز لباسِ خوب بپوشد و عطر بزند می‌گویند: مگر به عروسی دعوتید؟

نماز با لباس کثیف و سر و روی ژولیده اشکالی ندارد، امّا اگر با یک نفر قرار داشته باشی، حاضری همین طوری ملاقات کنی یا حتما دستی به سر و رویت می‌کشی؟

مستحب است انسان در نماز پاکیزه‌ترین لباس‌ها را به تن کند، بوی خوش استعمال کند، عبا بپوشد و غیره.

توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۴۷۸، م۸۶۴

  • حاج آقا

نمازش را که تمام کرد، دید جایی از بدنش زخمی شده و آغشته به خون است.

نمازش صحیح است، ولی احتیاط مستحب آن است که اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند، امّا اگر قبلاً نجاست آن را می‌دانسته و فراموش کرده و با آن نماز خوانده، نمازش باطل است و باید بعد از تطهیر بدن، نماز را اعاده کند.

امام خامنه‌ای: رساله‌ی آموزشی ج۱ ص۵۸. امام خمینی: توضیح المسائل مراجع ج۱ ص۴۴۸.

  • حاج آقا

با اینکه می‌دانست قنوت در نماز مستحب است، با این حال هیچ‌گاه قنوت را در نماز ترک نمی‌کرد.

آن روز لحظه‌ای حواسش پرت شد و در حال رکوع متوجه شد که قنوت را نگرفته است، بلند شد و قنوت را خواند؛ چون می‌دانست که اگر قنوت را فراموش کند و در رکوع یادش بیاید، مستحب است بعد از رکوع قضا کند و اگر در سجده یادش بیاید، مستحب است بعد از سلام نماز قضا نماید. 

توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۶۰۳ و ۶۰۴.

  • حاج آقا

همیشه در وقت نماز تابلوی "هنگام نماز، مغازه تعطیل است" را نصب می‌کرد و درِ مغازه را می‌بست!

آن روز در مغازه را نیمه باز گذاشت و پشت ویترین، به نماز ایستاد. وسط نماز بچه‌ای وارد مغازه شد و با صدای بلند گفت: «سلامٌ علیکم» مغازه‌دار وسط نماز جواب سلام بچه را داد؛ چرا که مغازه‌دار می‌دانست جواب سلام دیگران در حال نماز هم واجب است، حتی اگر سلام دهنده بچه‌ی ممیز باشد.

نکته: فقط باید طوری جواب بدهد که سلام مقدم باشد مثلاً در جواب «سلام علیکم»، نباید «عَلیکمَ السَّلام» بگوید.

توضیح المسائل مراجع، ج۱، م۱۱۳۷ ص ۶۲۲

  • حاج آقا

آخرین تخم مرغ را که شکست و در ماهیتابه ریخت، لکه‌ی خونی را دید. قبل از انجام هر کاری شیر گاز را بست و از قفسه‌‌ی کتاب، أجوبة إلاستفتائاتِ رهبری را برداشت. در این کتاب چنین نوشته شده بود: «لکه‌‌ی خونی که گاهی در تخم مرغ یافت می‌شود، محکوم به طهارت است ولی خوردن آن حرام است.»

خانوم خونه لکه‌ی خون را برداشت و بقیه را آماده کرد و به اتفاق خانواده میل کردند.

نکته: خانوم خونه راه دیگری هم داشت و آن این بود که تخم مرغ‌ها را بهم بزند تا خون موجود در آنها مستهلک بشود.

رساله‌ی آموزشی، ج 1، ص 18و أجوبة إلاستفتائات، س۲۶۹ و استفتاء، س992 به نقل از رساله‌ی دانشجویی.

  • حاج آقا